حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

مقدمه 7

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

از خواجه التماس مىكند كه مسألت او را به پادشاه برساند ، خواجه مىپذيرد و مىفرمايد كه پادشاه گاهى شب‌هاى جمعه به صحبت ما مىآيد ، به عرض مىرسانم ، شب جمعه كه پادشاه به خانقاه مىآيد قاضى را مضطرب مىبيند به پادشاه مىگويد كه از شما التماس مىكنم يك قاليچه جا در جهنم به اين شخص بدهيد ! پادشاه متحيّر مىشود كه آيا خواجه چه مىگويد ؟ خواجه مىگويد يعنى فرمان قضاوت شيراز را براى اين مرد مىخواهم . پادشاه مىگويد امر از شماست ، دادم ! چون قاضى سخن خواجه را مىشنود براى او درد و حالتى پديد مىآيد ، و نيز خواجه كججانى تصرّفى در قاضى مىكند كه شيراز و فكر قضاوت آن را فراموش مىكند ، ارادت دامن‌گيرش گشته و خدمت خواجه را اختيار مىكند و وى را فتوحات معنوى حاصل مىشود و صاحب مراتب عالى مىگردد . خاك ره مردم صاحب‌نظر * كحل بصر كن كه شوى ديده ور از اثر صحبت اهل صفا * دل شود آيينهء گيتىنما و ضمنا ناگفته نماند : با اينكه صاحب مجالس المؤمنين و نفحات الانس ، از